تبلیغات
برای تازه شدن دیر نیست - تو هیچ از خودت پرسیدهای

برای تازه شدن دیر نیست

http://up.iranblog.com/7/1264414825.jpg
تو هیچ از خودت پرسیدهای
چرا این چراغ شکسته
این همه حوصله نویس شبتاب خسته است ؟
باد این بی هر کجا وزیده لعنتی بی سواد است
رو به دریا رفتن یاران ما
حتما دلیلی داشته است
ورنه من که می دانم استعاره ی آسان دریا را
در اوراق کدام کتاب کهنه نوشته اند
بی خود نپرس
غروب آن پنجشنبه ی باران ریز
به رویای کدام سفر از ساحل ستاره گذشته ام
اشاره به آغاز روزی از همین روزهای روشن است
که مردمان ما بالای بالای کوه رفته اند
بالا بالای کوه آسمان پیدا نیست
پرنده راه سفر ستاره پیدا نیست
اما یک چیزی
از آن جا یک چیزی پیداست
پیداست
پشت بسته ترین دروازه های بی چراغ چه می گذرد
حالا من از تو می پرسم
او که برای رسیدن به صبح
تنها در ایوان خانه ی خویش به خواب رفته است
ایا آفتابی ترین افق های دوردست را هم خواهد دید ؟

+نوشته شده در یکشنبه 4 بهمن 1388 ساعت02:19 ب.ظ توسط farbod dehghan | نظرات |